حسین مامان و بابا

سیسمونی ۴

همه برای اومدنت ذوق دارن مخصوصا من و مامان نفس این تخت خوشگل و مامان نفس برات دوختن که وقتی میری خونشون توش راحت راحت بخوابی       این اویز های اسم رو هم من درست کردم که بزنیم رو در اتاق شما و یاسمین        یه دست ژیله و شلوار و کلاه و شال گردن هم با کمک خاله برات بافتم که البته هنوز شال گردنش تموم نشده هر وقت تموم شد عکسشو میزارم 🙄   ...
28 شهريور 1395

۳۷ هفته

دیگه داریم به روز های اخر نزدیک میشیم از هفته دیگه شما میتونی به دنیا بیای و بپری تو بغل مامان 😉 راستش و بخوای فکر میکنم دوران سختی رو پیش رو دارم ولی انقدر برای دیدنت ذوق دارم که سعی میکنم به این موضوع اصلا فکر هم نکنم تا خوشحالیمو خراب نکنه خلاصه که هر چه پیش آید خوش آید ما میخواستیم شما هم مثه یاسمین تو بیمارستان بهمن به دنیا بیای ولی دکتر امانی صلاح دیدن بیمارستان مادران متولد بشی و خب نمیشه رو حرف دکتر حرف زد بنابراین سه هفته دیگه میبینمت گل پسرم 😄😍   اینم عکس سی و دو هفتگیته  ماشالا خیلی نازی و البته خیلی شبیه یاسمینی ...
28 شهريور 1395

سیسمونی ۳

لباس ها و وسایلی که جدید برات خریدیم    لباسهای نوزادی و بدو تولد    لباس های یک تا سه ماه     لباس های سه تا شش ماه     اینم کفش های عید حسین جونم 😊       ...
28 شهريور 1395

سیسمونی 1

بچه دوم خیلی سیسمونی نداره ولی به مرور عکس لباس هایی که از سیسمونی یاسمین پسرونه بوده و لباسا و وسایلی که برات خریدیم و میذازم اینا لباساییه که از سیسمونی یاسمین مونده سری اول                             ...
2 شهريور 1395
1